اربعین؛ جابر بن عبدالله انصاری و زیارت امام حسین علیه السلام قسمت دوم

اربعین؛ جابر بن عبدالله انصاری و زیارت امام حسین علیه السلام  قسمت دوم
سپتامبر 17, 2022
357 بازدید

در ورود جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین سال 61هجری به کربلا اختلافی نیست. شیخ طوسی می‌نویسد: “روز اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا(ص) از مدینه برای زیارت قبر امام حسین(ع) به کربلا آمد و او اولین زائری بود که قبر شریف آن حضرت را زیارت کرد. در این […]

در ورود جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین سال 61هجری به کربلا اختلافی نیست. شیخ طوسی می‌نویسد: “روز اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا(ص) از مدینه برای زیارت قبر امام حسین(ع) به کربلا آمد و او اولین زائری بود که قبر شریف آن حضرت را زیارت کرد. در این روز زیارت امام حسین(ع) مستحب است و زیارت اربعین همین است.[21]

مرحوم آیتی می‌نویسد: ظاهر عبارت شیخ طوسی آن است که جابر از مدینه به منظور زیارت حرکت کرده بود و در روز بیستم ماه صفر وارد کربلا شد. نه آن‌که رسیدن او به کربلا (به طور تصادفی) بعد از چهل روز از شهادت امام(ع) روی داده باشد. و بعید نیست که همین گونه باشد، چرا که بعد از رسیدن اهل بیت به کوفه، ابن زیاد، عبدالملک بن الحارث السلمی را از عراق به حجاز فرستاد، تا عمرو بن سعید بن عاص اموی، والی مدینه را از شهادت امام و یاران وی آگاه سازد. عبدالملک بی درنگ به مدینه رفتو خبر شهادت امام را رسما به والی مدینه ابلاغ کرد. در این صورت ممکن است که جابر بن عبدالله انصاری با خبر یافتن از فاجعه شهادت امام و بنی‌هاشم، از مدینه حرکت کرده باشد. جابر در بیستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد کربلا شد و سنت زیارت امام (در اربعین) به دست او تاسیس گردید.[22]فردی که در این روز به همراه جابر در این روز به کربلا آمده “عطیه بن سعد عوفی کوفی” است. عطیه شخصیتی است که امام علی(ع) این نام را برای او برگزیده است. آیتیبه نقل از طبری می‌نویسد: سعد بن جناده انصاری (پدر عطیه) در کوفه نزد علی(ع) آمد و گفت: ای امیرمومنان خدا به من پسری داده، لطفا شما او را نام‌گذاری کنید. علی(ع) فرمود: “هذا عطیه الله” این پسر عطیه خداست. حضرت با بیاناین جمله در واقعاو را نام‌گذاری کرد.[23] آیتی در معرفی عطیهمی‌نویسد: “بسیار شده است که از روی نادانی و بی اطلاعی وی را غلام جابر گفته‌اند. در حالی که او یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان و مفسران اسلامی است. وی از بزرگان تابعین و از شاگردان عبدالله بن عباس می‌باشد. عطیه تفسیری در پنج مجلد بر قرآن مجید نوشته و از راویان حدیث محسوب می‌شود.”[24]در کتاب “بشاره المصطفی” آمده است: عطیه عوفی می‌گوید: به همراه جابر بن عبدالله انصاری به منظور زیارت قبر امام حسین(ع) وارد کربلا شدیم. جابر نزدیک شریعه فرات رفت. غسل کرد و لباس‌های نیکو پوشید … سپس به طرف قبر مطهر حرکت کردیم. جابر هیچ قدمی را بر نمی‌داشت، الا این‌که ذکر خدا می‌گفت، تا به نزدیک قبر رسیدیم. سپس به من گفت: مرا به قبر برسان.[25] من دست او را روی قبر گذاشتم. جابر روی قبر افتاد و غش کرد. من مقداری آب روی صورتش پاشیدم. وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین. سپس گفت: ای حسین چرا جواب مرا نمی‌دهی؟ بعد به خودش گفت: چگونه می‌توانی جواب دهی در حالی که رگ‌های گلوی تو را بریده‌اند و بین سر و بدنت جدایی افتاده است. شهادت می‌دهم که تو فرزند خاتم‌النبیین و سید المومنین … و پنجمین فرد از اصحاب کساء هستی … درود و سلام و رضوان الهی بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسین(ع) حرکت کرد و گفت: السلام علیکم ایتها الارواح التی حلت بفناء الحسین… اشهد انکم اقمتم الصلاة و اتیتم الزکاة و امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر … .”[26]

[21]. طوسی، محمدبن حسن؛ پیشین، ص231-230.  [22]. آیتی، محمد ابراهیم؛ پیشین، ص230-231. [23]. همان، ص231-232.  [24]. همان، ص231-232.  [25]. از منابع بر می آید که جابر در این زمان تقریبا نابینا بوده است. مجلسی؛ بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفا، 1403، ج65، ص131 و امین، سید محسن؛ لواعج الاشجان، بی جا، مکتبه بصیرتی، بی تا، ص240.  [26]. طبری، محمد بن علی؛ بشاره المصطفی، قم موسسه النشر الاسلامی، 1420، چاپ اول، ص126 و امین، سید محسن؛ پیشین، ص240 و مجلسی؛ پیشین، ج65، ص130-131 و ج98، ص196.   [27]. به این نکته نیز باید توجه داشت که لهوف از منابع دست اول نیست این کتاب در قرن هفتم هجری نوشته شده است.        نقل از سایت پژوهه نویسنده یدالله حاجی زاده