انگیزههای ادعای مهدویت کسانی که در تاریخ بدین عنوان شهرت یافتهاند، به سه گروه قابل تقسیماند: کسانی که دیگران با انگیزههای خاصی، آنان را «مهدی» نجات بخش خواندند. کسانی که به انگیزه جاهطلبی و قدرتخواهی، چنین ادعای دروغینی مطرح نمودند. کسانی که طبق نقشه استعمار و به اشاره دشمنان اسلام، دست به چنین فریبی زدند […]
انگیزههای ادعای مهدویت کسانی که در تاریخ بدین عنوان شهرت یافتهاند، به سه گروه قابل تقسیماند:
- کسانی که دیگران با انگیزههای خاصی، آنان را «مهدی» نجات بخش خواندند.
- کسانی که به انگیزه جاهطلبی و قدرتخواهی، چنین ادعای دروغینی مطرح نمودند.
- کسانی که طبق نقشه استعمار و به اشاره دشمنان اسلام، دست به چنین فریبی زدند و خود را مهدی نجات بخش، معرفی کردند.
گروه اول از تاریخ این واقعیت دریافت میگردد که برخی از کسانی که مهدویت بدانان نسبت داده شده، نه از سوی خود آنان سرچشمه گرفته و نه خود بدان ادعا راضی بودند؛ بلکه یاران و پیروان آنان چنین عنوانی را به آنها نسبت داده و این اندیشه را در آن روزگاران در میان گروهها و مراکزی گسترش دادند. پیروان آنها کوشیدند تا برخی علایم و نشانههای حضرت مهدی علیهالسلام را – که در انبوه روایات آمده – به این چهرهها تطبیق و تفسیر نمایند. برای نمونه از این گروه میتوان بدین چهرهها اشاره کرد:
- محمد حنفیه (کیسانیه) زید فرزند امام سجادعلیهالسلام محمد بن عبداللّه محض معروف به نفس زکیه
گروه دوم اینان کسانی بودند که به انگیزههای فریبکارانه و جاهطلبانه، ادعای مهدویت نمودند و برای جلب عواطف و احساسات، تسخیر دلها و قلبها و به دست آوردن قدرت،، به دروغ خود را مهدی نجات بخش معرفی کردند. از جمله آنان مهدی عباسی است. پدرش منصور دوانیقی ادعا کرد که پسرش «مهدی عباسی» همان مهدی موعود است. جعفر کذاب از دیگر افراد این گروه است.
گروه سوم اینان عناصری بودند که بر اساس نقشه استعمار و به اشاره استعمارگران، ادعای مهدویت نمودند. از چیزهایی که در این میدان از آن سوء استفاده شد، اندیشه و عقیده به مهدی موعود بود. استعمارگران در این راه برخی عناصر را به دلخواه خویش تربیت کرده و به آنان دستور دادند تا ادعای مهدویت نمایند و آنان را با همه امکانات در این راه یاری کردند که برای نمونه میتوان به علی محمد باب اشاره نمود که فرقه بابیه را پایهگذاری کرد.
پانویس · شهرستانی، ملل ونحل، ج۲، ص۱۱ · · شیخ طوسی، الغیبه، ص۱۹۲ · · ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۲۲۱ · · عبد القاهر بن محمد بن عبد الله بغدادی، الفرق بین الفرق، ص۴۲. · · سعدمحمد حسن، المهدیة فی الاسلام، مصر، دارالکتب الاسلامیه، ص۴۹.
- · ابن سعد، طبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۵. · · سعد محمد حسن، المهدیة فی الاسلام، ص۱۸۴. · · شیخ طوسی، الغیبه، ص۱۹۲.
- · محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص۴۳۶. · · نوبختی، فرق الشیعه، ص۶۷. · · سعد محمد حسن؛ المهدیة فی الاسلام، ص۱۲۵. · · شیخ طوسی، الغیبه، ص۱۹۲-۱۹۸. · · شیخ طوسی، الغیبه، ص۱۹۲-۱۹۸. · · جاسم حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(ع)، ترجمه: دکتر محمدتقی آیت اللهی، ص ۱۰۸. · · شهرستانی، ملل ونحل، ج۲، ص۷. · · شیخ طوسی، الغیبه، ص۲۲۵-۲۲۲.
- · رسول جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ج ۱، ص۱۷۰. · · کامل مصطفی الشیبی، تشیع و تصوف، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، ص۲۵. · · سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام، ص۴۸. · · نوبختی، فرق الشیعه، ص ۳۵. · · علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تصحیح هلموت ریتر، ص۲۲ و ۲۳. · · سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام،ص۱۳۵. · · ابن سعد، طبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۵ · · ابن خلدون، مقدمه، ص۳۷۴ · · ابن خلدون، مقدمه، ص۳۶۶. · · سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام، ص۱۳۵
- · دارمستتر، مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزدهم، محسن جهانسوز، کتابفروشی ادب، تهران، ۱۳۱۷. · · أحمد أمین، المهدی و المهدویة، مصر، دار المعارف، ص۹۸. · · سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام، ص۲۷۰ · · سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام، ص۲۶۸ · · رسول جعفریان، مهدیان دروغین، ص۲۳۰ـ۲۳۴، تهران، نشرعلم، ۱۳۹۱ش. · · رضا برنجکار، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، طه – حوزه علمیه خواهران، ۱۳۸۲ ص۸۸ · سازمان اسناد انقلاب اسلامی برگرفته از ویکی شیعه
نظرات