على جنب اللّه است. در ادامه خطبه فرمود: «مردم على را برتر بدانید زیرا او بر همه مردم بعد از من برترى دارد مردم به وسیله ماست که خداوند روزى مىدهد و خلق باقى مىماند، از رحمت خدا دور است کسى که با این سخنان من مخالفت کند… بعد فرمود: مردم! «انّه جنب اللّه الّذى […]
- على جنب اللّه است.
در ادامه خطبه فرمود: «مردم على را برتر بدانید زیرا او بر همه مردم بعد از من برترى دارد مردم به وسیله ماست که خداوند روزى مىدهد و خلق باقى مىماند، از رحمت خدا دور است کسى که با این سخنان من مخالفت کند… بعد فرمود: مردم! «انّه جنب اللّه الّذى نزل فى کتابه یا حسرتى على فرطّت فى جنب اللّه؛(17) براستى على جنب اللّه (از مقربان درگاه الهى است) که خداوند در کتابش درباره او فرمود: «افسوس بر کوتاهى که در (مورد) جنب اللّه کرده اند. امام باقر(ع) فرمود: «نحن جنب اللّه؛(18) ما اهل بیت جنب اللّه هستیم» (19) از امیر مؤمنان نقل شده است که فرمود: «من جنب اللّه هستم»(20). جنب اللّه کنایه از قرب و نزدیکى در پیشگاه الهى است و این گونه آیات رمزى است براى بیان موفقیّت حجت الهى تا از دست تحریف گران در امان باشد.(21)
امامت همچنان باقى است
در فرار دیگر از خطبه غدیر فرمود: «اى مردم این امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز قیامت به ودیعه مىسپارم، و من ابلاغ کردم آنچه را مأمور به ابلاغش بودم تا حجّت باشد بر حاضر و غائب و بر همه کسانى که حضور دارند یا ندارند.»(22)
در ادامه مىفرماید: «معاشر النّاس القرآن یعرّفکم انّ الائمّة من بعده ولده و عرّفتکم انّهم منّى و منه حیث یقول اللّه عزّ و جلّ «کلمةً باقیةً فى عقبه»(23) و قلت لَن تضلّوا ما ان تمسّکتم بهما؛ اى مردم! قرآن معرّفى مىکند که امامان بعد از او (على) فرزندان او هستند و من نیز به شما فهماندم که آنان از (نسل) من و او هستند، آنجا که خداوند عزیز و جلیل مىفرماید: «کلمه پایندهاى در نسل او» و من گفتم: اگر به آن دو (قرآن و ائمه) تمسک کنید هرگز گمراه نمىشوید.»(24)
در روایتى از پیامبر(ص) مىخوانیم وقتى از آیه «کلمةً باقیه…» سؤال شد حضرت فرمود: «فقال الامامة فى عقب الحسین علیه السلام یخرج من صلبه تسعة من الائمّة. منه مهدى هذه الامّة؛(25) امامت در نسل حسین(ع) است که از صلب او نه نفر از امامان به وجود مىآیند، و از جمله مهدى این امت( صاحب الزمان) است.»
از امام سجاد(ع) در اکمال الدین، و امام باقر(ع) در علل الشرایع همین مضمون نقل شده است.(26) بیعت با على (ع) بیعت با خداست
در ادامه فرمود: «و من بایع فانّها یبایع اللّه؛(27) کسى که با على بیعت کند همانا با خدا بیعت کرده است.» چرا که دست على دست خداست قرآن کریم مىفرماید: «انّ الّذین یبایعونک انّما یبایعون اللّه ید اللّه فوق ایدیهم فمن نکث فانّما ینکث على نفسه و من اوفى بما عاهد علیه اللّه فسیؤتیه اجراً عظیماً؛(28) کسانى که با تو بیعت مىکنند(در حقیقت) تنها با خدا بیعت مىنمایند و دست خدا بالاى دست آنهاست، پس هر کس پیمان شکنى کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است و آن کس که نسبت به عهدى که با خدا بسته وفا کند، بزودى پاداش عظیمى به او خواهد داد.»
آنگاه دستور داد همه مردم با او بیعت کنند و مردم نیز به سوى پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع) هجوم آوردند و با ایشان به عنوان بیعت دست مىدادند و به پیامبر اکرم(ص) و على(ع) تبریک مىگفتند و پیامبر اکرم(ص) مىفرمود: «الحمد للّه الّذى فضّلنا على جمیع العالمین؛ حمد براى خداى است که ما را بر همه جهانیان برترى داد» و صداى مردم بلند شد که آرى شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت مىکنیم.»(29)
پیامبر اکرم(ص) مکرّراً مىفرمود: «به من تبریک بگویید، به من تهنیت بگویید زیرا خداوند مرا به نبوّت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است.»(30)
و زنان نیز با حضرت بیعت کردند به این صورت که پیامبر اکرم(ص) دستور دادند تا ظرفى آوردند و پردهاى زدند که نیمى از ظرف آب در یک سوى پرده و نیم دیگر در آن سوى دیگر قرار بگیرد و زنان با قرار دادن دست خود در یک سوى آب، و امیرمؤمنان در سوى دیگر، با آن حضرت بیعت نمایند. همچنین دستور دادند تا زنان هم به حضرتش تبریک و تهنیت بگویند و این دستور را درباره همسران خویش مؤکّد داشتند. بانوى بزرگ اسلام، حضرت زهرا(س) نیز از حاضرین در غدیر بودند، همچنین کلیه همسران پیامبر(ص) در آن مراسم حضور داشتند. با ولایت على دین کامل شد
هنوز جمعیت متفرق نشده بودند که امین وحى این آیه را فرود آورد: «الیوم اکملت دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دیناً؛(31) امروز دین شما را کامل کردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.» آنگاه رسول خدا(ص) فرمود: «اللّه اکبر على اکمال الدین، و اتمام النعمه و رضى الرّب برسالتى، و الولایة لعلى من بعدى؛(32) اللّه اکبر بر کامل شدن و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من».
روایت فوق را شانزده نفر از محدّثان اهل سنّت نقل کردهاند، همچون گنجى شافعى در «کفایت الطالب»، ص 60، سیوطى «الدر المنثور» ج، 2، ص 284 ؛ ابن مغازى در «المناقب» ص 19 و جریر طبرى در کتاب «الولایه» ؛ و ابن مردویه اصفهانى، و ابونعیم اصفهانى در کتاب «مانزل من القرآن فى على» و خطیب بغدادى در کتاب «تاریخ بغداد»….(33) آیات بىشمار در فضائل على(ع)
آنچه از آیات ذکر شد برخى آیات بود که در خطبه غدیر مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است وگرنه آیاتى که درباره امامت و ولایت على(ع) و فضائل آن حضرت وارد شده بیش از آن است که حتّى در یک کتاب بگنجد، خود پیامبر اکرم(ص) در همین خطبه غدیر به این مطلب اشاره فرموده است آنجا که فرمود: «و ما نزلت آیة رضى الّا فیه، و ما خاطب اللّه الذین آمنوا الّا برأبه، ولانزلت آیة مدحٍ قرآن الّا فیه، و لا شهد اللّه بالجنّة فى «هل اتى على الانسان» الّا له، و لا انزلها فىسواه، ولا مدح بها غیره؛(34) و آیه خشنودى (پروردگار) جز درباره او نازل نشده است، و مخاطبه خداوند با مؤمنان آغازش با او (على) است، آیه مدحى در قرآن نازل نشده است مگر او داخل آن است و در هل اتى بهشت را خدا براى او شهادت داده است و سوره هل اتى درباره غیر او(و اهلبیتش) نازل نشده و جز او (و اهلبیتش) کسى بوسیله آن مدح نشده است.» خوارزمى مىگوید: تمام «یا ایها الذین آمنوا» در قرآن درباره على (ع) است.(35) و مرحوم سلطان الواعظین مىگوید از طبرانى و محمد بن یوسف گنجى شافعى و محدّث شام در تاریخ کبیر مسنداً نقل شده است که بیش از سیصد آیه در شأن على (ع) نازل شده است.(36)
پى نوشتها: – 1. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ج 37، ص 207 – 208 و ر ک عوالم العلوم، شیخ عبداللّه بحرانى، ج 15، ص 375 – 376.2. سوره مائده، آیه 67.3. بحارالانوار، همان، ج 37، ص 206.4. همان.5. سیوطى، الدر المنثور، ج 2، ص 327 ذیل آیه 67 مائده، فخر رازى، تفسیر الکبیر، ج 3، ص 636 ؛ ینابیع المودة، شیخ سلیمان قندوزى، ص 140، باب 39 ؛ آلوسى روح المعانى، ج 6، ص 172.6. سوره مائده، آیه 55.7. بحارالانوار، همان، ج 206.8. ابوالنصراء الحافظ ابن کثیر الدمشقى، البدایة و النهایة، بیروت، مکتبة المعارف، ج 7، ص 358 ؛ فرائد السمطین، همان، ج1، ص 195 حدیث 153؛ ینابیع المودة، سلیمان قندوزى، ص 251.9. الغدیر، علّامه امینى، دارالکتب الاسلامیة، ج 3، ص 162.10. ابن یمین.11. سوره نور، آیه 15.12. سوره توبه، آیه 61.13. بحارالانوار، همان، ص 207.14. بحارالانوار، همان، ج 17، ص 29 و ج 28، ص 186 و ج 37، ص 114 – 115، کتاب سلیم بن قیس، ص 816 حدیث 37؛ عوالم، ج 15، ص 164 ؛ اسرار غدیر، محمد باقر انصارى، ص 57.15. معاویه، عمر و عاص، طلحه، سعد بن ابى وقاص، عبدالرحمان، ابوعبیده، ابوموسى اشعرى، ابوهریره، مغیره و…16. بحارالانوار، ج 28، ص 99 و 100 و ج 37 ص 115 ؛ عوالم، ج 15، ص 304 ؛ اقبال الاعمال، ص 458.17. سوره زمر، آیه 56.18. فیض کاشانى، تفسیر صافى، مؤسسة الاعلمى، ج 4، ص326.19. همان.20. همان.21. همان، ص 327.22. بحارالانوار، همان، ص 211.23. سوره زخرف، آیه 28.24. بحارالانوار، ج 37، ص 215.25 تفسیر الصافى، همان، ج 4، ص 388.26 همان، ص 387.27 بحارالانوار، همان، ص 219.28 سوره فتح، آیه 10.29 بحارالانوار، همان، ص 126 و 166؛ الغدیر، ج 1،ص 58.30 همان، و بحارالانوار، ص217 ج 37.31 سوره مائده، ص 3.32 الغدیر، ج1، ص 11 و ر ک فرائد السمطین، ج 1، ص 74، ابن کثیر در تفسیر، ج 2، ص 491.33 ر ک الغدیر، ج 1، ص 237 – 230.34 بحارالانوار، ج 37، ص 210.35 مناقب خوارزمى، ص 266 – 28.36 سلطان الواعظین شیرازى، شبهاى پیشاور، دارالکتب الاسلامیة 1376، ص 386.
برگرفته از مطلب سید جواد حسینى؛ نشریه پاسدار اسلام 1384 شماره 289
نظرات