. حضرت زینالعابدین(ع) برای هدایت مردم به اسلام اصیل اقداماتی انجام داد که به برخی از آنها اشاره میشود: ۱/۲. تثبیت جایگاه پیامبر(ص) و اهلبیت: از آنجا که در زمان امام چهارم(ع) شرایط اختناقآمیزی حکمفرما بود، امام(ع) بسیاری از اهداف و مقاصد خود را در قالب دعا و مناجات بیان میکرد. مجموع دعاهای امام سجاد(ع) […]
. حضرت زینالعابدین(ع) برای هدایت مردم به اسلام اصیل اقداماتی انجام داد که به برخی از آنها اشاره میشود:
۱/۲. تثبیت جایگاه پیامبر(ص) و اهلبیت: از آنجا که در زمان امام چهارم(ع) شرایط اختناقآمیزی حکمفرما بود، امام(ع) بسیاری از اهداف و مقاصد خود را در قالب دعا و مناجات بیان میکرد. مجموع دعاهای امام سجاد(ع) به نام صحیفه سجادیه معروف است که پس از قرآن مجید و نهجالبلاغه، بزرگترین و مهمترین گنجینه گرانبهای حقایق و معارف الهی به شمار میرود؛ بهگونهای که از ادوار پیشین از طرف دانشمندان برجسته ما «اخت القرآن» و «انجیل اهلبیت:» و «زبور آلمحمد(ص)» لقب گرفته است.[۱۵] در مکاتبهای که میان مرحوم آیتالله مرعشی نجفی و طنطاوی، یکی از بزرگان مصر صورت گرفته بود؛ مرحوم آیتالله مرعشی نجفی کتاب صحیفه سجادیه را برای طنطاوی فرستاده بود. طنطاوی در مدح و ثنای این کتاب ارزشمند گفته بود: «چگونه تا الآن ما را از این کتاب با ارزش محروم کرده بودید؟ شما مقصر هستید که ادعیهای مانند دعاهای امام سجاد(ع) را به ما معرفی نکردهاید».[۱۶]
دعاهای صحیفه سجادیه در موضوعات مختلفی همچون خداشناسی، انسانشناسی، جهانشناسی، جایگاه پیامبر(ص) و اهلبیت:، امامت، فضایل و رذایل اخلاقی و … است.[۱۷] یکی از پرتکرارترین دعاهای امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه، ذکر صلوات بر پیامبر(ص) و اهلبیت: است؛ مانند دعای ۴۷ که طولانیترین دعای این کتاب شریف است که امام(ع) برای تثبیت جایگاه پیامبر(ص) و اهلبیت: از آن استفاده نمود؛ چنانکه در این دعا میفرماید: رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلاةً تُجَاوِزُ رِضْوَانَكَ وَ يَتَّصِلُ اتِّصَالُهَا بِبَقَائِكَ … رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلاةً تَنْتَظِمُ صَلَوَاتِ مَلائِكَتِكَ وَ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أَهْلِ طَاعَتِكَ … رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، صَلاةً تُحِيطُ بِكُلِّ صَلاةٍ سَالِفَةٍ وَ مُسْتَأْنَفَةٍ؛ پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست؛ درودی که از خشنودی تو فرا رود و پیوندش به جاودانی تو وصل شود و پایان نپذیرد … پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست؛ درودی که درود فرشتگان و پیامبران و رسولان و اهل طاعتت را به رشته نظم درآورد … پروردگارا! بر او و آلش درود فرست؛ درودی که هر درود گذشته و جدید را در برگیرد.
در شرایطی که دشمنان تلاش میکردند نام پیامبر(ص) و اهلبیت: را از خطبه نماز جمعه حذف کنند، آن حضرت با ذکر صلوات، جایگاه پیامبر(ص) و اهلبیت: را در جامعه تثبیت میکرد. تا آنجا که وقتی هشام بن عبدالملک به حج رفته بود؛ امام(ع) نیز در مکه حضور داشت. وقتی هشام نتوانست به دلیل ازدحام جمعیت حجرالاسود را زیارت کند، امام سجاد(ع) وارد شد و مردم راه را برای آن حضرت باز کردند تا امام(ع) بتواند به راحتی خانه خدا و حجرالاسود را زیارت کند. در این هنگام فردی با اشاره با امام(ع)، از هشام پرسید: «این شخص کیست که تو با این عظمت و برادر خلیفه بودن، مردم برای تو راه باز نکردند؛ اما برای او راه باز کردند؟». هشام جواب داد: «او را نمیشناسم». فرزدق شاعر که در آنجا حاضر بود، به هشام گفت: «تو او را نمیشناسی ولی این زمین و زمان او را میشناسند» و این شعر را سرود: هذَا الَّذِي تَعْرِفُ الْبَطْحَاءُ وَطْأَتَهُ وَ الْبَيْتُ يَعْرِفُهُ وَ الْحِلُّ وَ الْحَرَمُ[۱۸] اين کسى است که سرزمين بطحا جاى پايش را مىشناسد و خانه کعبه و بيرون حرم و حرم او را مىشناسند.
۲/۲. تبیین جایگاه امامت در حکومت اسلامی از آنجا که امام چهارم(ع) در عصر اختناق زندگی میکرد، نمیتوانست مفاهيم مورد نظر خود را به صورت آشکار بيان کند، از اينرو با شيوه موعظه مردم را با انديشه اسلامی آشنا میکرد. بررسی اين موعظهها نشان میدهد که امام(ع) با روش حکيمانه و بسيار زيرکانهای، مباحثی را که اثر و نتيجه سياسی داشت و بر ضد دستگاه حاکم بود؛ بدون آنکه حساسيت حکومت را بر برانگیزد، به مردم انتقال میداد. امام(ع) مسئله «امامت» و رهبری جامعه اسلامی توسط امام معصوم(ع) را تبیین و مردم را از حاکميت حاکمان زور و کفر و سردمداران فاسق و منافق آگاه میساخت؛ چنانکه فرمود: مردم! پرهيزگار باشيد و بدانيد که به سوی خدا باز خواهيد گشت. در آن روز رستاخيز هر کس آنچه را که از نيک و بد انجام داده است، نزد خود حاضر خواهد يافت و آرزو خواهد کرد که بين او و اعمال بدش فرسخها فاصله باشد… دو فرشته منکر و نکير در قبر از تو سؤال خواهند کرد: از خدای تو که عبادت میکنی، و «پيامبر» تو که به سوی تو فرستاده شده است، و «دين» تو که از آن پيروی میکنی، و «کتاب» (آسمانی) که آن را تلاوت میکنی، و «امام» تو که ولايتش را پذيرفتهای، خواهد بود … .[۱۹]
همچنین در دعاهای مختلف صحیفه سجادیه همواره به جایگاه رفیع امامت، اشاره کرده است؛ چنانکه در دعای ۴۸ فرموده است: اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لا يُغَالَبُ أَمْرُكَ وَ لا يُجَاوَزُ الْمحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لَا لِإِرَادَتِكَ حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ، يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلًا وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً وَ فَرَائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً؛ خدایا! این جایگاه اقامه نماز عید قربان و جمعه که ویژه اوصیا و برگزیدگانت و جایگاه امنای توست، در مرتبه بلندی است که آن را ویژه آنان قرار دادی؛ ولی غاصبان و غارتگران این مقام را از آنها به غارت بردند و تو تقدیرکننده آنی. فرمانت مغلوب کسی نشود و از تدبیر حتمیات هر گونه که بخواهی و هر زمان که بخواهی، فراتر نتوان رفت. به سبب اینکه تو آگاهتر به اموری و نسبت به آفریدنت و ارادهات متهم نیستی، کار این غارتگری نسبت به جایگاه عظیم عید و جمعه تا آنجا رسید که برگزیدگانت و اوصیانت، مغلوب و شکستخورده و حقوقشان به غارت رفت. میدیدند که حکم و فرمانت تغییر یافته، کتابت دور انداخته شده، واجباتت از مسیر شرایعت به دست تحریف افتاده و سنتهای پیامبرت متروک مانده است. در ادامه دعا میفرماید: خدایا! دشمنانشان را از اولین و آخرین و هر که به کردارشان راضی شد و طرفداران و پیروانشان را لعنت کن. خدایا! مرا اهل توحید و ایمان به خود و تصدیق به رسولت و امامانی که طاعتشان را واجب فرمودهای، قرار ده؛ آن هم از جمله کسانی که توحید و ایمان، به وسیله آنها و به دست آنان جریان پیدا میکند. آمین، ای پروردگار جهانیان!
۳/۲. نیروسازی یکی از راهبردهای امام سجاد(ع) کادرسازی است؛ یعنی امام(ع) به تربیت شاگردان برجسته علمی، سیاسی و اخلاقی همچون ابوحمزه ثمالی، ابان بن تغلب، ابوخالد کابلی و … پرداخت و به آنان ظلمستیزی، معارف الهی و فضایل را آموخت.[۲۰] ابوحمزه ثمالی نقل میکند امام(ع) طی سخنانی فرمود: خداوند ما و شما را از مکر ستمگران و ظلم حسودان و زورگويی جباران حفظ کند. ای مومنان! شما را طاغوتها و طاغوتيان دنياطلب که دل به دنيا سپرده و شيفته آن شدهاند و به دنبال نعمتهای بیارزش و لذتهای زودگذر آن هستند، نفريبد. به جانم سوگند! در ايام گذشته حوادثی را پشت سر گذاشتيد و از انبوه فتنهها به سلامت گذشتيد، در حالی که پيوسته از گمراهان و بدعتگذاران و تبهکاران در زمين دوری و تبری میجستيد؛ پس اکنون نيز از خدا ياری بخواهيد و به سوی فرمانبری از خدا و اطاعت از ولیخدا که از حاکمان کنونی شايستهتر است، برگرديد. امر خدا و اطاعت از کسی را که خدا اطاعت او را واجب کرده است، بر همه چيز مقدم بداريد و هرگز در امور جاری، اطاعت از طاغوتها را که شيفتگی به فريبندگیهای دنيا را به دنبال دارد؛ بر اطاعت از خدا و اطاعت از رهبران الهی مقدم نداريد. از معاشرت با گنهکاران و آلودگان، همکاری با ستمگران و نزديکی و تماس با فاسقان بپرهيزيد و از فتنه آنان برحذر باشيد و از آنان دوری بجوييد و بدانيد که هر کس با اوليای خدا مخالفت ورزد و از دينی غير از دين خدا پيروی کند و در برابر امر رهبری الهی خودسرانه عمل کند، در دوزخ گرفتار آتشی شعلهور خواهد شد.[۲۱]
۴/۲. نشر معارف اسلامی و آثار تربيتی و اخلاقی آن يکی ديگر از راهبردهای امام سجاد(ع) نشر احکام اسلامی و تبيين مباحث تربيتی و اخلاقی بود. امام سجاد(ع) در اين زمينه گامهای بلندی برداشتند؛ بهطوری که دانشمندان را به تحسين و اعجاب واداشته است. شيخ مفيد در اين زمينه مینويسد: فقهای اهلتسنن به قدری علوم از او نقل کردهاند که به شمارش نمیگنجد، و مواعظ و دعاها و فضایل قرآن و حلال و حرام به حدی از آن حضرت نقل شده است که در ميان دانشمندان مشهور است و اگر بخواهيم آنها را شرح دهيم، سخن به درازا میکشد … .
نمونهای از تعاليم تربيتی و اخلاقی که از امام چهارم به يادگار مانده است، مجموعۀ ارزشمندی به نام «رسالة الحقوق» است که امام(ع) طی آن، وظايف گوناگون انسان را چه در پيشگاه خدا و چه نسبت به خويشتن و ديگران بيان نموده است.[۲۲]
[۱]. غلامحسین صمیمی، «اوضاع سیاسی عصر امام سجاد»، مجله فرهنگ کوثر، ص ۱۰۲؛ ر.ک: مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص ۲۵۲. [۲]. محمد بن عمر کشی، اختیار معرفة الرجال، ص ۱۲۳. [۳]. احمد بن داود دینوری، اخبار الطوال، ص ۳۱۸. [۴]. ر.ک: مطهر بن طاهر مقدسی، کتاب البدأ و التاریخ، ج ۶، ص ۱۴؛ عبدالله بن مسلم ابنقتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ج ۱، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. [۵]. ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج ۲، ص ۳۹۳. [۶]. محمد بن سعد کاتب واقدی، الطبقات الكبرى، ج ۵، ص ۲۲۰. [۷]. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۲۹۱ [۸]. محمد بن سعد کاتب واقدی، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۸۵. [۹]. علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج ۳، ص ۷۹. [۱۰]. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۲، ص ۱۹۰. [۱۱]. محمد بن جعفر مشهدی، المزار الكبير، ص ۴۸۳. [۱۲]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۳.[۱۳]. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص ۲۵۹. [۱۴]. همان، ص ۲۷۷ و ۲۷۸. [۱۵]. همان، ص ۲۸۱. [۱۶]. همان. [۱۷]. همان. [۱۸]. محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص ۱۹۱. [۱۹]. حسن بن علی ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص ۲۴۹. [۲۰]. محمد بن محمد مفید، الإختصاص، ص ۸. [۲۱]. حسن بن علی ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص ۲۴۹. [۲۲]. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص ۳۰۷. برگرفته از سایت دفتر تبلیغات اسلامی
نظرات