راهبردهای امام سجاد(ع) در هدایت مردم و احیای اسلام محمدی (صلی الله علیه و آله وسلم)قسمت اول

راهبردهای امام سجاد(ع) در هدایت مردم و احیای اسلام محمدی (صلی الله علیه و آله وسلم)قسمت اول
آگوست 12, 2022
472 بازدید

۱. اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر امام سجاد(ع) محققان مسلمان عصر امام سجاد(ع) را از نظر سیاسی و فرهنگی، تاریک‌ترین عصر‌ها می‌دانند و از آن، به دوره سقوط فرهنگ اسلام یاد می‌کنند.[۱] بر این اساس جامعه عصر امام سجاد(ع)، دارای شاخصه‌هایی است که آن را از جامعه عصر امامان دیگر متفاوت می‌‌کند که به برخی […]

۱. اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر امام سجاد(ع) محققان مسلمان عصر امام سجاد(ع) را از نظر سیاسی و فرهنگی، تاریک‌ترین عصر‌ها می‌دانند و از آن، به دوره سقوط فرهنگ اسلام یاد می‌کنند.[۱] بر این اساس جامعه عصر امام سجاد(ع)، دارای شاخصه‌هایی است که آن را از جامعه عصر امامان دیگر متفاوت می‌‌کند که به برخی از این شاخصه‌ها اشاره می‌شود.

۱/۱. در اقلیت بودن شیعیان امام صادق (ع) در ترسیم وضع تلخ و اندوه‌بار جامعه و شیعیان عصر امام چهارم(ع) فرموده است: «اِرْتَدَّ النَّاسُ‏ بَعْدَ قَتْلِ‏ الْحُسَيْنِ‏(ع) إِلَّا ثَلَاثَةً أَبُوخَالِدٍ الْكَابُلِيُّ وَ يَحْيَى ابْنُ أُمِّ الطَّوِيلِ وَ جُبَيْرُ بْنُ مُطْعِمٍ، ثُمَّ إِنَّ النَّاسَ لَحِقُوا وَ كَثُرُوا؛[۲] بعد از شهادت امام حسین(ع) همه مردم از مسیر اهل‌‌بیت: برگشتند، مگر سه نفر: ابوخالد کابلی، یحیی بن ام‌طویل و جبیر بن مطعم. سپس مردم اندک اندک به آنان محلق شدند». بنا بر سخن امام صادق(ع)، تنها سه نفر از مردم به امامت امام سجاد(ع) معتقد و شیعه حقیقی بودند. اگر چه شیعیان در تمامی دوران امامت ائمه: از نظر کمی و کیفی همیشه در اقلیت بوده‌اند، اما در دوران امامت امام سجاد(ع) این تعداد به کمترین حد ممکن رسید؛ زیرا تعداد قابل توجهی از شیعیان در کربلا، بخشی دیگر از آن‌ها در واقعه توابین و بخش دیگری در قیام مختار به شهادت رسیده بودند. بنا بر نقل‌های تاریخی حدود پنج تا هفت هزار نفر توسط مصعب بن زبیر که به مبارزه با مختار برخاسته بود، به شهادت رسیدند.[۳] بخشی دیگر از شیعیان مدینه از جمله ۸۰ نفر از صحابی پیامبر(ص) و ۷۰۰ نفر از حافظان قرآن که علیه مخالفت یزید قیام کرده بودند، در هجوم وحشیانه لشکر شام به فرماندهی مسلم بن عقبه و حصین بن نمیر به شهادت رسیدند. تاریخ‌نویسان شمار کشته‌شدگان این واقعه را بیش از چهار هزار نفر و به قولی ۱۱ هزار و ۷۰۰ نفر دانسته‌اند.[۴] بر این اساس امام سجاد(ع) فرمود: «مَا بِمَكَّةَ وَ لَا بِالْمَدِينَةِ عِشْرُونَ‏ رَجُلًا يُحِبُّنَا؛[۵] در مکه و مدینه بیست‌ نفر دوستدار واقعی نداریم».

سهل بن شعیب، یکی از بزرگان مصر می‌گوید: روزی به حضور علی بن الحسین(ع) رسیدم و احوال ایشان را پرسیدم، فرمود: «فکر نمی‌‌کردم شخصیت بزرگی از مصر مثل شما نداند که حال ما چگونه است؟ اینک اگر وضع ما را نمی‌‌دانی، برایت توضیح می‌‌دهم: وضع ما در میان قوم خود، مثل وضع بنی‌اسرائیل در میان فرعونیان است که پسران‌شان را می‌کشتند و دختران‌شان را زنده نگه می‌‌داشتند. امروز وضع بر ما به قدری تنگ و دشوار است که مردم با سبّ و ناسزاگویی به بزرگ و سالار ما بر فراز منبر‌ها، به دشمنان ما تقرب می‌‌جویند».[۶]

۲/۱. دشمنی با اهل‌بیت: عبدالله زبیر مکه را به عنوان محل حکومت خود انتخاب کرده بود و دوران حکومتش ۹ سال به طول انجامید. او بر پایه گفته خود، کینه‌ای ۴۰ ساله نسبت به اهل‌بیت: داشت.[۷] این کینه را می‌توان در خطابه‌های او علیه امام علی(ع) و پیروان آن حضرت و نیز در ناسزاگویی به امام در ملاقات با ابراهیم بن مالک‌اشتر به وضوح مشاهده کرد.[۸] دشمنی او با اهل‌بیت پیامبر(ص) تا آنجا بود که تا ۴۰ هفته در خطبه نماز جمعه حتی از درود فرستادن بر پیامبر(ص) خودداری کرد تا مبادا اهل‌بیت: به آن افتخار کنند[۹] و می‌گفت: إنَّ لَهُ أَهيلُ سُوءٍ فَإِن ذُكِرَ مَدُّوا أَعناقَهُم لِذِكرِهِ؛[۱۰] رسول‌خدا(ص) خاندان بدی دارد که با ياد شدن رسول‌خدا(ص) گردنکشی می‌کنند»،

 بیشترین دوره امامت امام سجاد (ع) با دوران حکومت عبدالملک بن مروان همزمان بود. دشمنی مروان و خاندان او نسبت به بنی هاشم، به ویژه فرزندان امام علی(ع) سبب شده در زیارت عاشورا، آل مروان در کنار آل زیاد لعن شده‌اند. در بخشی از زیارت عاشورا می‌خوانیم: « فَرِحَتْ‏ بِهِ‏ آلُ‏ زِیَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ؛[۱۱] خاندان زیاد و خاندان مروان افرادی بودند که از شهادت امام حسین (ع) مسرور و شادمان شدند.

۳/۱. دینداری ظاهری و سطحی امام حسین(ع) در توصیف مردمان این عصر فرموده است: «النَّاسَ‏ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ‏ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون‏؛[۱۲] مردم بنده دنیا هستند و دین بر زبان‌شان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هایشان بر محور دین بگردد، به دنبال آن هستند؛ اما وقتی به وسیله بلا آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند». بهره مردم آن دوران از دین، به اندازه بهره انسان گرسنه از چشیدن شیرینی بود. از این‌رو در تضاد دین با دنیا، دین مغلوب بود و مردم دنیا را بر دین ترجیح می‌دادند. در این زمان به علت تبلیغات گسترده حاکمان علیه امامان شیعه، مردم از اهل‌بیت علیهم السلام و مفسران وحی جدا شده بودند. در این دوران قداست‌زدایی از خاندان نبوت در دستور کار حاکمانی چون عبدالملک بن مروان قرار گرفته بود. از همین‌رو بود که حجاج که نماینده عبدالملک بن مروان بود، به زائرین قبر رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله)  می‌گفت: «به شام بروید و قصر امیرالمؤمنین عبدالملک بن مروان را طواف کنید، مگر نمی‌دانید خلیفه رسول از خود او برتر است».[۱۳]

۴/۱. گسترش ناهنجاری‌های اخلاقی اوضاع فرهنگی مدینه در دوران امامت امام سجاد(ع)، بسیار اسفناک بود. فساد و فحشا عمومی شده و مجلس میگساری و آوازخوانی افزایش یافته بود. بسیاری از خانه‌های شهر مدینه که زمانی شب‌ها صدای نیایش، دعا و قرآن از آن‌ها شنیده می‌شد، به مجالس آوازه‌خوانی و جشن‌های مختلط تبدیل شده بود. رقاصه‌ها، نوازندگان و خوانندگان از بالاترین منزلت اجتماعی برخوردار شده بودند. برای مثال وقتی جمیله که یکی از خوانندگان مشهور بود، به حج رفت؛ در شهرهای مختلف در مسیر حج مورد استقبال مردم قرار گرفت؛ به‌گونه‌ای که تا آن زمان چنین استقبالی برای هیچ عالِم و بزرگی رخ نداده بود.[۱۴] طبیعی است که وقتی حاکم فاسد باشد، برای اینکه بتواند بر مردم حکومت کند؛ مردم نیز باید فاسد باشند.