ابو نصر خادم نقل میکند: دو یا سه روز بعد از تولد حضرت حجت( عج) به خانه ای که گهواره ی آن حضرت در آنجا بود وارد شدم ،چون سلام کردم بعداز جواب سلام فرمود:( عَلَیّ بالصندل الاحمر ؛ یعنی صندل سرخ برای من بیاور ) چون صندل آوردم به من فرمود: (اتعرفنی؛ یعنی مرا […]
ابو نصر خادم نقل میکند:
دو یا سه روز بعد از تولد حضرت حجت( عج) به خانه ای که گهواره ی آن حضرت در آنجا بود وارد شدم ،چون سلام کردم بعداز جواب سلام فرمود:( عَلَیّ بالصندل الاحمر ؛ یعنی صندل سرخ برای من بیاور ) چون صندل آوردم به من فرمود: (اتعرفنی؛ یعنی مرا می شناسی؟) عرض کردم : بلی یا سیدی ، بهتر پسر بهتری .
فرمود: (لیس مِن هذا سئلتک؛ یعنی از این از تو سوال نکردم) عرض کردم : پس تفسیرکنید تا بفهمم ،
فرمود : ( انا خاتم اولیا وبی یرفع البلا عن اهلی وشیعتی ؛ یعنی من آخرین وصی هستم که ولایت و وصایت به من پایان می پذیرد وبه سبب من خدای تعالی بلاها را از اهل و شیعیانم بر طرف می کند .)
این معجزه از صفحه ی ۸۲ کتاب گنجینه ی علوی نوشته شده و تالیف مرحوم حجه الاسلام و المسلمین حاج سید علاالدین سید موسوی رحمه الله علیه نقل میگردد.
به امید ظهور حضرتش اللهم عجل لولیک الفرج
نظرات