نگاهی گذرا به زندگینامه ـ بخش اول ـ قسمت چهارم

آوریل 29, 2022
378 بازدید

باسمه تعالی نگاهی گذرا به زندگانی حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج سید علاالدین سید موسوی جزایری رضوان الله تعالی علیه بخش اول ـ قسمت چهارم   روح بلند و همت عالی آقا سید علاالدین و شوق علم‏ آموزی و زانو زدن ایشان در جوار حرم جدش امیرالمؤمنین(ع)، او را در نیمه‏ ی دوم سال […]

باسمه تعالی
نگاهی گذرا به زندگانی حجت الاسلام و المسلمین مرحوم
حاج سید علاالدین سید موسوی جزایری رضوان الله تعالی علیه
بخش اول ـ قسمت چهارم

 

روح بلند و همت عالی آقا سید علاالدین و شوق علم‏ آموزی و زانو زدن ایشان در جوار حرم جدش امیرالمؤمنین(ع)، او را در نیمه‏ ی دوم سال 1333 شمسی راهی حوزه‏ ی علمیه‏ ی نجف اشرف نمود که در آن زمان مهمترین حوزه‏ ی علمیه‏ ی تشیع بود.
سختی‏ ها و مشکلات عزیمت از شوشتر به نجف، دوری از فامیل و دوستان و شرایطی که در شهر نجف حاکم بر زندگی بود، برای تصمیم طلبه‏ ی جوان و سید عزیز که بیست و شش بهار از عمرش سپری شده بود؛ مانع نگردید، زیرا خود را برای این دشواری‏ های زودگذر آماده کرده بود.
وی در این باره می‏ گوید: “زندگی از نظر مادی در نجف با زندگی در شوشتر فرقی نداشت. به طلاب جیره‏ ی ماهیانه‏ ی نان می‏ دادند و خوشحالی ما و خانواده زمانی بود که این جیره را دریافت می کردم. گاهی از این جیره‏ ی اندک به اندازه‏ ی چهار فِلِس(کوچکترین واحد پول عراق درآن زمان) شیره‏ ی خرما و دو عدد نارنج گرفته و به عنوان نهار می‏ خوردیم، همین بهترین خوشحالی ما در آن ایام بود”.
درآمد طلاب از راه شهریه‏ ای تأمین می‏ شد که مراجع تقلید و علما پس از گرفتن امتحان بصورت ماهیانه مقرر می‏ کردند. مراجع تقلید معروف در آن مقطع عبارت بودند از آیت الله العظمی بروجردی، آیت الله سید محمود شاهرودی و آیت الله سید محسن حکیم که بصورت مرتب و هرماه هرکدام شهریه‏ ای در حد یک تا دو دینار عراقی می‏ دادند و بقیه‏ ی علما هم بصورت نامرتب و به میزان مختلف پرداخت می کردند.
جمع مبالغی که در طول ماه به طلبه‏ ها پرداخت می‏ شد احتیاجات حداقلی زندگی را هم برآورده نمی نمود!. لیکن سختی‏ های فراوان در مقابل همّت عالی طلبه‏ ی جوان سر خم کرده بود و نمی توانست او را از راه روشن آینده‏ اش باز دارد و ایشان مصمّم بر ماندن در نجف و کسب علم از محضر مراجع بزرگ و علما این حوزه بود.

برچسب‌ها: