نگاهی گذرا به زندگینامه ـ بخش اول ـ قسمت پنجم

آوریل 30, 2022
451 بازدید

باسمه تعالی نگاهی گذرا به زندگانی حاج سید علاالدین سید موسوی جزایری رضوان الله تعالی علیه بخش اول ـ قسمت پنجم اما تقدیر الهی بگونه‏ ی دیگری رقم خورده بود، بیماری همسر مکرّمه، دلسوز و بردبار آقا سیدعلاالدین در اوایل سال 1336 سبب شد تا در تابستان همین سال برای پیگیری درمان و معالجه‏ اش […]

باسمه تعالی
نگاهی گذرا به زندگانی
حاج سید علاالدین سید موسوی جزایری رضوان الله تعالی علیه
بخش اول ـ قسمت پنجم

اما تقدیر الهی بگونه‏ ی دیگری رقم خورده بود، بیماری همسر مکرّمه، دلسوز و بردبار آقا سیدعلاالدین در اوایل سال 1336 سبب شد تا در تابستان همین سال برای پیگیری درمان و معالجه‏ اش از نجف به ایران بازگشت نماید.
پس از مراجعت به شوشتر، از معالجات، نتیجه‏‏ ای حاصل نشد و همسر ایشان درمهرماه، دارفانی را وداع نمود. تحمّل این حادثه‏‏ ی تلخ و ناگوار برای سید عزیز بسیار سنگین بود، وی در این باره دو بیت شعر دارد که حاکی از غم فقدان یار و همسر با وفایش می‏ باشد.
ایشان پس از مدت کوتاهی از درگذشت همسرش، در آذرماه 1336 همراه با دو فرزندش مجدداً عازم نجف گردید.
اما اداره زندگانی خانوادگی با دو فرزند و بدون وجود مادر، برای پدر، فوق‏ العاده سخت بود، به همین دلیل با مقدماتی که از طرف پدر بزرگوار و بستگانش برای ازدواج مجدد ایشان در ایران فراهم گردید، سید علاالدین در اسفندماه همان سال از نجف به شوشتر عزیمت نموده و در فروردین سال بعد با بانوی جوان و فداکاری از سادات جزایری که بعنوان همراز و همراه در زندگی‏ اش انتخاب شده بود، ازدواج نمود.
با توجه به اشتیاق ایشان به زندگی در نجف اشرف و اهمیت دادن به حضور در جلسات درس مراجع و اساتید، و بهره برداری از محضر آنان ، بعد از سپری شدن زمانی کوتاه از ازدواج مجددش، همراه با همسر جدید و دو فرزندش در نیمه‏ ی دوم خرداد 1337 به نجف بازگشت.