امام رضا(ع) در مناظرات و همه جا از حق ولایت خود و پدران خود دفاع می کرد: روزی مأمون گروهی از فقهاء و متکلمان را جمع کرد تا با امام رضا (ع) مناظره کنند. حضرت فرمود: «شما یک نفر از بین خود انتخاب کنید و هر چه او گفت، شما ملتزم باشید! همه رضایت دادند […]
امام رضا(ع) در مناظرات و همه جا از حق ولایت خود و پدران خود دفاع می کرد: روزی مأمون گروهی از فقهاء و متکلمان را جمع کرد تا با امام رضا (ع) مناظره کنند. حضرت فرمود: «شما یک نفر از بین خود انتخاب کنید و هر چه او گفت، شما ملتزم باشید! همه رضایت دادند که یحیی بن ضحاک سمرقندی که مانند او در خراسان نبود، انتخاب شود. آن گاه حضرت رو کرد به مأمون و فرمود: یحیی باید از پیشوایان خود برای من خبر دهد؛ آیا آن ها نسبت به خودشان دروغ گفتند یا راست گفتند؟ پس اگر اعتقاد او این است که آن ها نسبت های دروغ به خود داده اند، کذّاب هستند و درنتیجه، لیاقت امامت [و خلافت] را ندارند و اگر عقیده اش این است که آن ها هر چه نسبت به خود گفته اند، راست گفته اند، پس اوّلی از آن ها) گفت: اَقیلُونی وَلِیتَکمْ وَ لَستُ بِخَیرِکمْ؛ خلافت را از من پس بگیرید [و مرا معاف دارید! که خلیفه شما شدم، ] درحالی که بهترین شما نیستم، و دومی گفت: کانَتْ بَیعَةُ اَبِی بَکرٍ فَلْتَةً وَقَی اللَّهُ شَرَّها فَمَنْ عادَ لِمِثْلِها فاقْتُلُوهُ؛ بیعت ابی بکر فتنه ای بود که خدا شرّش را حفظ کند. اگر کسی دوباره چنان بیعتی انجام دهد، او را بکشید! و کسی که قتلش واجب است، چگونه عهد [و توصیه] او برای غیرش پذیرفته می شود، درحالی که خود او گفت: برای من شیطان گمراه کننده ای است. پس هرگاه به من مایل شد، مرا نگه دارید! و اگر خطا کردم، ارشادم کنید! پس اگر راست می گویند، امام و پیشوا نیستند و اگر دروغ می گویند، یحیی چه جوابی دارد! .[8]
2. مناظره با جمعی از علماء عراق و خراسان گروهی از علماء عراق و خراسان به امر مأمون، در جلسه ای گرد هم آمدند. وقتی امام رضا(ع) در آن مجلس حضور یافت، مأمون رو به حاضران در مجلس کرد و گفت: از معنای این آیه به من خبر دهید: (ثُمَّ اَوْرَثْنَا الْکتابَ الَّذینَ اصْطَفَینا مِنْ عبادِنا)؛[9] «سپس این کتاب را به آن بندگان مان که آن ها را برگزیده بودیم، به میراث دادیم»؛ علماء در جواب گفتند: منظور خداوند، همۀ امت [اسلامی] است. مأمون رو به امام رضا (ع) کرد که شما [دراین باره] چه می گویی؟ حضرت فرمودند: «آن گونه که علماء گفتند، نمی گویم، بلکه می گویم: اَرَادَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی بِذَلِک الْعِتْرَةَ الطَّاهِرَةَ؛ منظور خدای تبارک وتعالی از این [کلمه اصطفینا] عترت پاک [رسول خدا] است». مأمون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه مابقی امت؟ حضرت رضا(ع) فرمودند: «اگر خداوند همۀ امت را قصد کرده بود، پس همۀ امت باید در بهشت باشند؛ چون [در ادامه آیه] همه را اهل بهشت قرار داده، می فرماید: (جنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا)؛[10] «بهشت های همیشگی که داخل آن می شوند.» [یقیناً همه امت اسلامی اهل بهشت نیستند،] پس وراثت مخصوص عترت پاک است، نه دیگران». آن گاه حضرت رضا(ع) فرمودند: آنان همان کسانی هستند که خداوند در قرآن توصیفشان کرده و فرموده: (یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیراً)؛[11] «همانا خداوند می خواهد که آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند»؛ و آنان همان کسانی اند که رسول خدا(ص) فرمودند: به راستی که من دو چیز گران بها: کتاب خدا و عترتم (اهل بیتم) را میان شما به جای می گذارم. هیچ گاه از یکدیگر جدا نشوند تا این که در حوض [کوثر] بر من وارد شوند. ببینید که پس از من با آن دو چگونه برخورد می کنید. «یا أَیهَا النَّاسُ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکمْ؛[12] ای مردم! به آنان چیزی یاد ندهید؛ زیرا آنان از شما داناترند».
در ادامۀ مناظره، علماء پرسیدند: ای اباالحسن! آیا «عترت» همان «آل» است یا غیر آن؟ حضرت رضا(فرمودند: آنان همان آل هستند [نه غیر آن]. علماء گفتند: این رسول خدا(ص) است که از ایبشان روایت شده که فرمودند: «اُمتِی آلِی؛ امت من آل من هستند.» حضرت فرمودند: [هرگز مراد از آل، امت نمی تواند باشد. دلیل آن این است که] از شما می پرسم: آیا صدقه بر آل محمد(ص) حرام است [یا نه]؟ گفتند: آری [حرام است]. حضرت فرمودند: آیا بر امت [نیز] حرام است؟ گفتند: نه. حضرت فرمود: این فرق میان آل و امت است. [لذا نمی شود گفت آل یعنی امت. آن گاه فرمودند:] وای بر شما به کجا می روید!»[13] در حدیث سلسلة الذهب نیز حضرت ولایت خودش را شرط توحید دانست. برگرفته از سایت حوزه
نظرات