امام رضا (علیه السلام) در زهد و پارسایی و پرستش پروردگار، یگانه ی عصر خود بود و زر و سیم دنیا و مناصب اجتماعی و حکومتی در برابر مقام عبودیت و پارسایی او هیچگونه ارزشی نداشت. «محمد بن عباد» درباره ی زهد و ساده زیستی امام (علیه السلام) می گوید:حضرت رضا (علیه السلام) در تابستان […]
امام رضا (علیه السلام) در زهد و پارسایی و پرستش پروردگار، یگانه ی عصر خود بود و زر و سیم دنیا و مناصب اجتماعی و حکومتی در برابر مقام عبودیت و پارسایی او هیچگونه ارزشی نداشت. «محمد بن عباد» درباره ی زهد و ساده زیستی امام (علیه السلام) می گوید:حضرت رضا (علیه السلام) در تابستان بر روی حصیر می نشست و در زمستان بر روی گلیم، و لباسهایش زبر و خشن بود؛ و لی هنگامی که در میان مردم می رفت از لباسهای عادی مردم استفاده می کرد.(۱۰)
حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) با قرآن انس خاصی داشت و هر سه روز یک بار ختم قرآن می کرد و می فرمود:اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می توانم یک قرآن ختم کنم؛ لیکن هیچ آیه ای را تلاوت نمی کنم مگر آنکه درباره ی آن آیه و موضوعی که فرود آمده و زمانی که نازل شده است، اندیشه می کنم.(۱۱)
امام (علیه السلام) کم می خوابید و شبها را بیشتربه شب زنده داری می گذرانید و گاهی اوقات تمام شب را تا صبح بیدار بود و بسیار روزه می گرفت و روزه اول، وسط و آخر ماه از او ترک نمی شد و می فرمود: «روزه داشتن در این سه روز مثل این است که انسان همیشه روزه است».(۱۲)
رجاء بن ابی ضحاک ـ مأمور مأمون برای بردن امام رضا (علیه السلام) از مدینه به خراسان ـ می گوید:من از مدینه تا مرو همراه و مراقب امام (علیه السلام) بودم؛ سوگند به خدا، کسی را در پرهیزگاری و افزونی ذکر خدا در تمامی اوقات، و شدت خوف از حق تعالی مانند او ندیدم. مأمون بعد از شنیدن گزارش «رجاء» گفت:ای پسر ابی ضحاک، آنچه که گفتی درست است، او (اشاره به امام رضا (علیه السلام)) از بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است. سپس به وی توصیه کرد که مشاهدات خود را برای دیگران نقل نکند.(۱۴)
تواضع و فروتنی
حضرت در زندگی خویش با طبقات مختلف مردم حتی خدمتکاران و زیردستان با نهایت صمیمیت و فروتنی رفتار می کرد. کلینی از مردی بلخی روایت کرده است:من در سفر خراسان همراه امام (علیه السلام) بودم، روزی هنگامی که سفره گسترده شد، امام (علیه السلام) از همه ی خدمتکاران خواست تا در کنار او بر سر سفره بنشینند. عرض کردم، فدایت شوم، بهتر بود سفره ی آنان را جدا می کردی؟ فرمود: ساکت باش! همانا پروردگار و پدر و مادر همه ما یکی است و پاداش هم به اعمال است.(۱۵)
روزی امام (علیه السلام) در حمام پس از تقاضای فردی که آن حضرت را نمی شناخت، تن او را کیسه کشید. هنگامی که دیگران امام (علیه السلام) را به او معرفی کردند، شرمنده شد و به عذرخواهی از آن حضرت پرداخت. امام (علیه السلام) در حالی که او را کیسه می کشید، دلداری اش داد و فرمود: عیبی ندارد.(۱۶)
«یاسر» غلام امام رضا (علیه السلام) نقل می کند:امام (علیه السلام) به ما توصیه کرده بود که هر گاه بر شما وارد شدم و شما مشغول غذا خوردن بودید (به احترام من) بر نخیزید تا از غذا خوردن فارغ شوید. گاهی اوقات بعضی از ما را برای انجام کاری می خواند. به آن حضرت اطلاع می دادند که مشغول غذا خوردنند. می فرمود: بگذارید تا از غذا خوردن فارغ شوند.(۱۷) برگرفته از سایت الشیعه
نظرات